بدبیاری مال وقتیه که بد بی یاری.
نگا کن
مثلا اون عینکی که تو داشبرد بود و ندزدیده، قیمتش از ضبط بیشتر بوده
یا اون چهار تا فلش مموری هایی که ولو بودن اونجا کلی قیمتشون میشد
اما نبرده
هول شده، قشنگ معلومه چقدر تشویش و اضطراب داشته
چقدر فکرش هزار جا بوده
باز دمش گرم ضبط رو یادش بوده با خودش ببره
همینه دیگه ... فقط چند دقیقه خودش رو جای من گذاشته
تو نگا کن من چی می کشم که همیشه سر جای خودمم
دارن یه برجی می سازن با ده هزارتا پنجره
که هرکی پول زیاد داره کنسرت یزدانی بره
ایده از عشقم، ساسان!
ـ به هر حال هنر یکی از نیاز های اصلی آدمه
- آقا اجازه پس چرا هنرمندا انقدر نیازمندن؟
- گفتم دیگه هنر یه نیازه ... معلم ادبیاتتون مترادف درس نداده؟
فیلم " بهترین انتخاب "
جشنواره فیلم ۱۰۰
پنجشنبه ـ ۴اسفند ـ پردیس سینمایی آزادی ـ
سالن شهرفرنگ ـ سانس ساعت { ۱۳ تا ۱۵} و {۱۹ تا ۲۱}
خوشحال می شم ببینید
و تابوت
جعبه کمکهای آخریه بود!
اگه دوست داشتید در کلاس عکاسی (مقدماتی) من در زمستان ۹۰
شرکت کنید به این آدرس یه ایمیل بزنید تا شرایط براتون ایمیل بشه.
نگاه می کنم،
بی تابی کودکان در صف تاب را
تا فراموش کنم لحظه ای،
بی قراری خودم را
بر سر قرار
تحربک کننده تربن چیز در آن پادگان لعنتی
دایره سفیدی بود با بند دورش
که آفتاب و ساعت سیکو پنج
روی دستهای آفتاب سوخته و پشمالوی
سرگرد ساخته بودند.
آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن
آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد
آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟
آبجی بزرگه گفت: م م م راست
آبجی کوچیکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا
بعد دستشو دراز کرد و از زیر چشم چپ آبجی مژه رو برداشت!
آبجی بزرگه گفت: تو که از زیر چشم چپ ورداشتی که
آبجی کوچیکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت : خوب اشکال نداره
دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی برداشت
دیدی؟ آرزوت می خواد برآورده شه، دیدی؟ حالا چی آرزو کردی
آبجی بزرگه گفت: آرزو کردم دیگه مژه هام نریزه
بعد سه تایی زدن زیر خنده
آبجی کوچیکه، آبجی بزرگه و پرستار بخش شیمی درمانی
حذف شد!
می دونی...
خیلی خوبه کسی رو داشته باشی، که براش مهم باشه
لباست اتو شده باشه و کفشات برق بزنه
کسی که وقتی از راه میرسی دم در منتظرت باشه
انگشتاشو فرو کنه لای موهات و زل بزنه تو چشمات
و وقتی دیر میای درو روت باز نکنه تا کلی التماس کنی
می دونی ...
گاهی دلم برای دژبان های پادگان تنگ می شه
اون صخره ای که می گفتی شبیه بچه دایناسوره
به اون کوهی که همیشه روش استراحت میکردیم
خندید و گفت:
کوه از کوه جدا نمی شه، آدم از آدم جدا می شه.
تک گیر آورده بودن
نامردا
تاکسی، کرایه را نیم بها حساب کرد
رستوران، شام را نیم بها حساب کرد
گیشه، بلیط فیلم را نیم بها حساب کرد
همه می خواهند نبودنت را تسکین دهند
قدیم ملت وقتی جدا می شدن عده نگه می داشتن
الان یه عده رو نگه می دارن واسه وقتی جدا شدن
_ بابا اینا گرمشون نمیشه؟ شیشه ماشینو تا ته دادن بالا
ــ نه بابایی ماشین اینا یه جوریه که اگه شیشه تا تهم بالا باشه گرمشون نشه
ــ مگه می شه؟
ــ آره که می شه ... یادت نیست زمستونی شیشه ماشینمون بالا بود ولی گرممون نمی شد.
حالا نوبت اوناس ... سهمیه بندی کردن که به همه برسه
ــ آهان... آره!
سوء مالی
من نیشستم گودر می خونم ، اونم تمرین نوشتن می کنه
یهو همینجوری :
ــ دایی من ت رو بیشتر از ب دوست دارما
ــ إإإ چرا ؟
ــ آخه ت دوتا بچه هاشو بغل کرده اما ب نیشسته رو بچه اش!
ــ خوب دایی جون شاید باید بشینه. شاید بچه اش هنوز از تخم در نیومده.
ــ خیلی بی مزه ای دایی، اینا حرفن، پرنده نیستن که!
ــ انقدر نا شکر نباش رفیق، مثلا خود من، اوایل که ازدواج کردم حقوقم
برای زندگی یک نفر هم کم بود. اما تلاشم رو بیشتر کردم . تونستم هم
هزینه زندگی دو نفر رو بدم هم هزینه وسایل نقاشی زنم که تو سالهای
جنگ خیلی گرون بود . اما اوضاع که همیشه یه جور نمی مونه. نه.
کم کم تابلوهاش فروش رفت. نقاش معروفی شد. الان هر دومون خیلی
بهتر از قبل زندگی می کنیم. چه من که هزینه زندگی دو نفر رو تکی
خرج می کنم چه اون که اگه اشتباه نکنم با شوهرش تو بوستون یه گالری زدن.
رفیق نا شکر نباش
سعادتیست
زهرکُش شدن از نیش مردانه عقرب ها
برای ما
که زجرکُش عقربه های نا مردیم
هر ثانیه، هر دقیقه، هر ساعت
بله 18 ماه پاسدار بودم تا پاس دار بشم
روز از نو روزه از نو
ــ خوب چراااا؟ نسترن که قشنگه
ــ گیر دادیا... تا می گی نسترن یاد دختر دایی علی میافتم
ــ ضدحال...چه ربطی داره ...خوب منم یاد همکلاسیم میافتم... بذاریم الناز؟
ــ خوب نیست... الناز... یه جوریه ... الناز شاکردوست
ــ آره منم خوشم نمیاد
ــ م م م... ویدا چی؟... هان؟... هان؟
ــ چی؟... نه...
ــ خوب چرا؟ قشنگ نیست؟
ــ چرا اما بیخیال ... اصلا همون نسترن که خودت دوست داشتی
ــ آقا جریان این اخبار چیه؟ مگه این آمنه اونایی که آبپاچی کردن رو نبخشید؟
ــ اینکه هی آدمو ماچ کنن و بگن دوست دارم و قربونت برم چیز بدی نیست.
اما مثل این می مونه که بجای کادو تولد خریدن به کسی پول نقد بدی.
خوبه، اما کادو یه چیز دیگه است. یعنی هم پول هم وقت هم فکر همه رو
واست خرج کردم. یعنی احترام به شعور مخاطب. یعنی لایه زیرین... می فهمی؟
ــ آره قربونت برم!
اینکه عشق در نگاه اول چیز خوبیه یا نه رو نمی دونم
از من نپرسید
من فقط می دونم عشق در نگاه آخر آدمو جر می ده
داد زد "مامورا مامورا" اما کسی گوش نداد.
همه گفتن باز وسط چشم چرونی تو پارتی
فاز گرگ گرفته. خلاصه...
When I was a duf I had a fever
My lips felt just like two balloons